معرفتی نو
سه شنبه 22 دی 1394 :: نویسنده : شبنم

مغز و قلب هر کدام در گسترهٔ اقتدار خود عمل می‌کند و موقعیت هر یک متفاوت است. در بسیاری از توجهات معنوی، قلب است که سلطان آدمی است، همان‌طور که در بسیاری از توجهات فکری و نظری این مغز است که کانون تراوشات نظری است.

اراده و بسیاری از قوای باطنی آدمی تحت تصرف قلب است و در جهت اجرایی، مغز هماهنگ کنندهٔ تمامی این برخوردها و برداشت‌ها می‌باشد. تمامی اعصاب جسم و تن آدمی، قوای فعال و کارگزار مغز است. اعصاب قلب به طور مستقیم در اختیار مغز است و فرماندهی کل اعصاب با مغز می‌باشد.بدون حیات قلب و حرکت آن، حرکت و حیاتی در تشکیلات انسانی باقی نمی‌ماند. مرگ آدمی به تخریب قلب و سکون آن بستگی دارد و در صورت سکون قلب، اعصاب و مرکز فرماندهی آن؛ یعنی مغز و دیگر اعضا، قادر به ادامهٔ حیات و حرکت نمی‌باشد.

هرگاه مغز از کار بایستد و فرد بی‌هوش شود ممکن است قلب به حیات خود ادامه دهد؛ ولی چنین حیاتی نمی‌تواند چندان طولانی باشد و اگر فعالیت مغز شروع نشود و ادامه پیدا نکند، بعد از زمانی ـ که در افراد مختلف است ـ مرگ حتمی است. قلب نمی‌تواند بدون فرماندهی و توجه مغز، تعادل خود را در درازمدت حفظ کند. این امر، خود بیان‌گر رابطهٔ تنگاتنگ قلب و مغز است با آن‌که تفاوت‌ها و موقعیت‌های هر یک از قلب و مغز به‌طور ملموس روشن می‌گردد.

عوارض و بیماری‌های هر یک از قلب، مغز و قوای آن با یک‌دیگر متفاوت است با آن‌که بود و نبود مشکل و کمبود و عارضه در یکی می‌تواند سبب تأثیرپذیری دیگری باشد.

قرآن مجید و سنت حضرات معصومین علیهم‌السلام اشارات فراوانی به این دو عضو رئیسی بدن، خصوصیات، عوارض و بیماری آن در مواقع و مقامات گوناگون دارد که باید در جای خود و به صورت تفصیلی به بررسی و تحلیل تمامی موارد آن پرداخت و تحقیقی جامع و منسجم را سامان داد تا زمینهٔ بهره‌گیری از آن برای کسب بصیرت هرچه بیش‌تر را فراهم آورد.





نوع مطلب : انسان شناسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
کسب درآمد با فروش و بازاریابی فایل



فال انبیاء


آیه قرآن تصادفی
زیارت عاشورا
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات