معرفتی نو
دوشنبه 14 دی 1394 :: نویسنده : شبنم


زمان مرگ، مانند زمان به هوش آمدن بیماری است که به جراحی نیاز داشته و او را بی‌هوشی عمومی نموده‌اند. کسی که می‌خواهد به هوش آید، از کنترل خود انصراف دارد و داشته‌های باطنی خویش را بیرون می‌ریزد. آن زمان، وقت تخلیهٔ باطن است و از نظر شرعی کسی حتی پزشک وی البته اگر به او نیازی نباشد ـ نباید در اطراف چنین بیماری باشد و گفته‌های او را گوش دهد؛ چرا که بر باطن او آگاهی می‌یابد.

بی‌هوشی در روان‌شناسی نیز وجود دارد و گاه به مقداری که زیان‌بار نباشد، برای دریافت باطن فرد و مسایل روانی مرتبط با آن، تجویز می‌شود. در هنگام مرگ نیز ناخالصی‌های باطن آدمی آشکار می‌شود؛ ناخالصی‌هایی که فرد به صورت عادی هیچ گاه از آن خبردار نمی‌شود؛ اما برزخ که عالم معنا و حقیقت است و امکان پنهان‌سازی امور در آن وجود ندارد، با توجه به ساختار یاد شده، مشکلات درون آدمی را نشان می‌دهد. مشکلات باطن آدمی در مواقع بحرانی و به گاه مشکلات است که خود را می‌نمایاند و انسان در این مواقع، با التفات به آن می‌تواند در جهت تهذیب و پالایش نفس خود بکوشد. انسان باید به این حقیقت برسد که او و تمامی متعلقات وی امانتی الهی است که در دست اوست و هر وقت بخواهد آن را می‌گیرد و به هر کسی که بخواهد، می‌سپارد. ما از «مرگ» و پی‌آمدهای آن در کتاب «مرگ و زندگی در ابدیت»




نوع مطلب : انسان شناسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
کسب درآمد با فروش و بازاریابی فایل



فال انبیاء


آیه قرآن تصادفی
زیارت عاشورا
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات