معرفتی نو

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net كلیك كنید


دوبیتى‏هاى «كلیات دیوان نكو» مى‏خواهد خواننده‏ى خود را با دردى عاشقانه و تجربه‏اى دلنواز شریك سازد و او را به میهمانى ترنم خویش فرا خواند و دیده‏اش را مسحور گردش عاشقانه‏ى خود نماید كه تنها رشحه‏هایى از سوز عشق درون سینه‏ى گفته‏پرداز را با خود همراه دارد؛ همان‏طور كه خاصیت دوبیتى است كه زیبایى ساختار و شیرینى گویش دارد و براى همین است كه بخشى از حكایت «دل» و ماجراى «عشق» را در قالب دوبیتى آورده‏ام. دلى كه ترانه‏هاى این كتاب با تمامى سوزى كه دارد نمى‏تواند از سنگینى غوغاى سهمگین عشق عالم‏سوز آن حكایت نماید و تنها نمودى مبهم از دردى است كه كسى را یاراى همراهى با آن نیست. دلى كه گشودن روزنى كوچك به دیدار كم‏ترین نور تلالؤ یافته از آن، بیننده را به خلوتى ضرورى مى‏برد تا با گریستن، از سهمگینى زلال پاكى و سنگینى صفاى آن، شیدایى خود را بریزد. نمونه‏اى از این شور غوغایى دل با دوبیتى‏هاى زیر است كه به عنوان نمونه مى‏آید:

 

 بُوَد دین عشق و دنیا عشق و جان عشق

 شد آیین عشق و اهل و خانمان عشق

 وجودم عشق و بودم عشق و سودم!

 سراسر شد زمین عشق و زمان عشق

***

 گِلم عشق و دلم عشق و تنم عشق

 روان و روح من عشق و منم عشق!

 ز عشق آمد صلاى حق به دنیا

 خدایم عشق و دین عشق و صنم‏عشق

 


 1- پیشین، رباعى: وحدت حق.

***

 غم عشقت خرابم كرده، جانا

 بریدم از سر دنیا و عقبا

 به جاى هر دو عالم، ده به من جان

 كه تا ریزم به پایت، جمله آن را

***

افسونگرى سرشار این ترانه‏ها از عشق است كه نگاه دل را بارها و بارها به خود مى‏خواند به گونه‏اى كه شیوایى بیان و مراعات نظیر و زیبایى ساختار برخى از ترانه‏ها نمى‏تواند محتواى عاشقانه‏ى آن را به حاشیه برد:

 سر و سینه، قد و قامت، رخ و روت

 بر و بالا، دو چشم و عارض و موت

 دلم برده به یغما چون نگاهت!

 سر و جان را گره زد هم به گیسوت!

***

 چنان بردى به یغما، سینه‏ى ما

 كه من دیوانه گردیدم ز یغما

 به مژگان و دو ابرویت، دلم را

 تو غارت كردى و كردم تماشا

 

با سیر عشق است كه مى‏توان به تمامى بلنداى قامت یار حور منظر و دلبر ماه پیكر به نیكى و سیر نظر انداخت و یارى كه در دل مستور است را آشكارا زیارت نمود.

آن روز كه دل، خود را یافت، با غمزه‏ى حق بود كه شراب سرخ وحدت نوشید و از جام جاودانگى حق سیراب گردید به بهاى سرى كه به شمشیر مست حواله دادند. شمشیرى كه تبسم صفاى آن، خنده بر غنچه لب حق مى‏نشاند. حق وقتى نقاب مى‏افكند این دل است كه تمام وصول را یافته است:

 گرفتارند دل‏ها چون به رویت

 دو عالم گشته آشفته ز مویت

 چه سازم اندر این عشق دمادم

 تو در سوى منى، من هم به سویت!

***

 دل از گیسوى تو گشته پریشان

 هم از روى قشنگت مست و حیران

 همه هستى بود روى تو، اى ماه!

 كه بسته نقش، بر هر سوى ایوان

 

احساس این عشق است كه در دوبیتى زیر، محو شنیدن و طمس خواندن به دست مى‏دهد:

 

دل من لحظه لحظه در تماشاست

 به دل، هر ذره‏اى نادیده پیداست

 براى دیدن تو بى‏قرارم

 چون آن تشنه، كه چشمانش به‏دریاست!

 



آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
کسب درآمد با فروش و بازاریابی فایل



فال انبیاء


آیه قرآن تصادفی
زیارت عاشورا
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic