معرفتی نو

هستى بدون عشق نمى‏باشد و حق تعالى خود عشق كامل است. هستى را عشق برپا مى‏كند. شور، حركت، تلاش و زحمت هر كس و هر چیز از كارگاه عشق است و عشق است كه در عالم جنبش به‏پا مى‏كند و موجودات را از خمودى و سستى باز مى‏دارد:

 اگر ذره جنبد، بود رقص او

 برقصد به هر جنبش موبه‏مو

 حیات جهان را همه جنبش اوست

 كه خود جنبش «حق» سراسر ز «هو»ست

 بود «هو حق» و «حق» بود «هو» تمام

 دمیده به هستى سراسر مقام

 مقامش سراپرده‏ى این دل است

 كه فارغ ز غوغاى آب و گل است

 دلم هست با حق چنان یك صدا

 تجلىّ حق بر دلم شد بقا

 نجنبم مگر با ظهورى از او

 نچرخم مگر با حضورى از او

 منم كهنه مستى به هنگام هوش

 گهى دل خموش و گهى در خروش

 نكو عاشق و چهره چهره به «هو»ست

 كه بنیان هستى از او موبه‏موست

 

خداوند اولین و آخرین عاشق هستى است بدون آن كه اولین و آخرینى داشته باشد. عاشقِ عشق‏بازى است كه همه را با عشق به مسلخ مى‏كشد و همه هم با عشق به مسلخ مى‏روند و عاشقانه و بى‏قرار مى‏میرند و جام دلبرى سر مى‏كشند و این عشق‏بازى خداوند با پدیده‏هاى خویش است و این بازى چنان ادامه مى‏یابد تا به بى‏نیازى عاشق به معشوق در راستایى بى‏پایان بینجامد و بنده نیز هم‏چون خداى خویش نغمه‏ى بى‏نیازى مى‏سراید و در نقطه‏ى پایانِ بى‏پایان هستى سر مى‏ساید:

 كجا زو سخن گفتن آسان بود!

 مگر ذات او گوىِ میدان بود؟!

 به عرفان بود غایتم ذات «هو»

 به هر ذره، ذاتش بود موبه‏مو

 از آن ذات اگر با كسى دم زنم

 نماند مجالى مرا بیش و كم

 فرو بندم این لب ز گفتن كنون

 به‏فرصت شود راز از این دل برون

 

او به جایى مى‏رسد كه روزى دادن را عشق خدا مى‏داند و روزى خوردن را عشق خود، بدون آن كه یكى بر دیگرى منتى داشته باشد. خداى متعال عاشق است و هرجا بنده رود در پى او و همراه وى مى‏رود و بنده را حفظ و نگاه‏دارى مى‏كند. عاشق راه گریزى ندارد و عشق را گریزى نیست؛ چرا كه در عشق، همه دامِ بى‏دام هستند و هیچ كس را از عشق گریزى نیست. عشق نه اول و آخر دارد و نه بُرش و ریزش:

 

اگر دل به عشقش گرفتار شد

 فنا گشت و خود لیس فى الدار شد

 بناگه نبود و نبودم به تن!

 جدا گشتم از هر كه بوده چو من

 دگر هرچه دیدم همه نور بود!

 به‏جز نور «هو»، خود نه میسور بود

 چو دیدم نگارم نماندى قرار

 نمود او خمارم به صد نور و نار

 بدیدم سراپا، جمال وجود

 كه بر ذات خود، سجده‏ها مى‏نمود

 سجودى، نه با وصف عنوانى‏اش!

 نمودى نه با رسم سبحانى‏اش!

 نهان را چو دیدم به چشم عیان

 بدیدم خدا را چه پاك و جوان

 جمالش بود چهره‏ى هر جمال

 وصالش، وصال دل هر كمال

 چو دیدم جمال خود و هرچه بود

 جمال خدا بود و دیگر نبود

 جهان او، جهان‏دار او، دار او

 نهان او، نهان‏خانه او، یار او

 

دیوان شیدایى حاضر قالب رباعى نیز دارد. رباعى كه قالب مشترك میان زبان‏هاى فارسى، عربى و تركى است، به دلیل موزون بودن «ایقاعات» بیانى و نزدیك بودن به ضرب‏آهنگ‏هاى زبانى در «بحر متقارب»، به عنوان قالبى كوتاه، زیبا، مفید و مستمر در پرهیز از اطناب، همیشه گویاى مقاصد و مطالب فاخر به ویژه «عشق» بوده و در این اثر، پرداختن به ساختار زمینه‏ها براى التفات به ارایه‏ى این معنا بوده است؛ چنان‏كه براى نمونه مى‏توان رباعى زیر را مثال آورد:

 

حرف دل آزاده‏ى من از عشق است

 شعر و غزل ساده‏ى من از عشق است

  عشق است مرا رسم و ره آزادى

 شیرینى این باده‏ى من از عشق است

روشن دلِ باصفا بگردد واصل!

گر طالب حقى همه دَم شو عاقل

 «عشق» است و «محبت» آن‏چه باید آموخت!

بیهوده مكن عمر، به هر ره باطل

***

 رفتم ز همه، چون كه جز او نیست مرا

 آن كس كه جز او هست بگو كیست مرا!

 بیهوده نگویمت كه حق را دیدم

 جز حضرت حق بگو دگر چیست مرا

 

***

 سرگشته‏ى دورانم و جانم به تو خوش

 آشفته روانم و روانم به تو خوش

 شد یاد تو همواره مرا مونس جان

 آزرده دل از هر دو جهانم به تو خوش!

***

 دردا كه جهان در خور عاقل نبود

 بى‏رنج، یكى عاقل كامل نبود

 بگذر ز غم و رنج و بلاى سالك

 تا دل نرسد به حق كه واصل نبود!

 رفتى اگر از سر دو عالم، عاقل؟!

 آن‏گه تو شوى به جان، جهانى كامل

 از عقلِ تو همواره مَلَك حیران است

 با هرچه خطا، تو را ببیند قابل!

***

 سوداى تو برد از دل من نقش جهان را

 ذات تو به من داده چنین نام و نشان را

 جز بر تو مرا دیده نباشد نظرانداز

 برد از سر من دیدن تو ظن و گمان را

***

 اِدریس كجا دولتِ ایمان من مست

 داوود كجا كسوت پنهانِ منِ مست

 آسوده دل افتاد ز ملك دو جهان دل

 غرقم پىِ ذات، این شده عرفانِ منِ مست

 

 




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
کسب درآمد با فروش و بازاریابی فایل



فال انبیاء


آیه قرآن تصادفی
زیارت عاشورا
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات